C درنگ روبار و چه بغون فشن

درنگ روبار و چه بغون فشن

روٌن راهی،رَه سَری نِندون،پیشوکی سِندون ماسَغی بَندون ، بلکه فِدی مٌلکی مَردٌمی گِندون


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 11 تیر ماه سال 1390

شهردار سیریک در مالزی یا مالیزیا !!!!

نوشته شده توسط: طاهو

در بلاگ گروگ تحریر خواندیم که اقای سعدینی به مالزی تشریف برده ، ضمن ارزوی سفری خوش به ایشان و همراهان احتمالی سوالی که در ذهن حقیر نقش بسته اینه که ایا این سفر تفریحی است یا سفر کاری محسوب میشه !!! 

 

                     

 

اگر سفری تفریحی باشد که نیازی به مطرح کردن ان در بلاگها نیست ولی اگر سفری کاریست که خیلی سوالها را در پی خواهد داشت نخست اینکه چرا وب سایت شهرداری در باره ان توضیحی نداده ؟ مگر نه اینست که اقایان مدعی شفاف سازی هستند پس این پنهان کاری برای چیست ؟ و چرا سیریک نیوز چیزی ننوشته ؟ حالا اگر شهردار قبلی بود و مالزی که جای خود را دارد کافی بود شهردار تا میناب بره و سیریک نیوزه غوغا کنه ؟ اما همه میدانند سفر به مالزی با هزینه سنگینی همراه است و رفتن به انجا و هزینه کردن بیت المال چه فایده ای بحال مردم سیریک خواهد داشت ؟ و این سفر کاری چه میتونه باشه؟ یعنی اقای سعدینی رفته از کوالامپور الگو برداری کنه و سیریک را مثل انجا بسازه ؟ یا رفته چندتا کارگر و راننده از اونجا استخدام کنه ؟  

شاید هم شهردار اونجا می خواد خیابانهائی با چال و چوله هائی که فقط در سیریک یافت میشود بسازه و در این امر از تجارب شهردار سیریک سود ببره و شاید جاده بین روستائی می خواهند بسازند و از اسفالت سازی سریع و عالی بازگر الگو برداری کنند   

مدنگ می گفت انها می خواهند بفهمند زیراب شهردار سابق سیریک را چه جوری زدند واقایان با کارت سوخت و گازوئیل در حال حاضر به نوائی رسیده اند حامی شهردار شده اند و اقای سعدینی برای مشاوره دادن برای ماندگاری در کرسی شهرداری به انان مشاوره خواهد داد !!!  

وگرنه همه میدانند که سیریک را هنوز کل هرمزگان نمیشناسه حال چه حکمتی در کاره که شهردار سفری کاری به یکی از گرانترین شهرهای اسیا داشته .. اینرا باید از خواجه حافظ پرسید

سه شنبه 7 تیر ماه سال 1390

شفاف سازی مبهم سیریک نیوز

نوشته شده توسط: طاهو

براهک می نویسد:  

امدن محمد خاتمی تنها حسنی که داشت فراگیر نمودن واژه شفاف سازی و این حرفها بود! امروز که اقای خاتمی از صحنه سیاسی محو شده و حرفش دیگر خریداری ندارد سیریک نیوز به نویسندگی محمود رزه زاده مطلبی را بعنوان شفاف سازی بروز نموده و اماری مبهم ارائه داده که بنده دو روز رو نمودار ارائه شده اقایان تمرکز کردم ولی هیچی دستگیرم نشد .  

این که سیریک نیوز این روزها کاملآ به جاده خاکی زده بماند وب سایت خبری شهرستان سیریک با اشعار سهراب سپهری زمانه بروز می شود !!اگر وب سایت خبری است که از بی مطلبی در پشت اشعار اقایان سنگر نگیرید و اگر وب سایتتان ادبی است خوب هدر را عوض کنید تا همه تکلیف خود را بدانند !!!! اما محمود زره زاده با ضغری و کبری چیدنهای متداول که مخصوص قلم خود ایشان می باشد گفته مردم محرم ما هستند و باید همه چیز را بگوئیم و از تغییرات محسوس شهرداری سخن به میان اورده و اضافه کرده با همه زحمتهای کارکنان و پرسنل شهرداری بازدهی انان رضایت بخش نیست   

بنظر من اقای محمود از این ابراز رضایتی که از شهردار کردند روزی نیم ساعت هم سرکار نمی اید زیرا در زمان شهردار سابق محمود زره زاده ساعت یازده تشریف می اورند و بعد از صرف چای در شهرداری ساعت دوازده به منزل تشریف می بردند و با این حال از شهردار گذشته رضایت نداشتند  

اقای محمود زره زاده وقتی امثال حضرتعالی سر وقت به محل کار نمی ائید و کارها را نصف و نیمه به امان خدا رها می کنید انتظار دارید که بازدهی کار شهرداری صد در صد باشد ؟ شما که دم از شفاف سازی می زنید بعنوان کارمند ارشد شهرداری هزینه ها و در امدهای شهرداری را روی دایره بریزید تا مردمانی که محرم خود می پندارید بفهمند در شهرداری چه می گذرد ، شما فرمودید تازه شهرداری می خواهد گزارشی را به شورا تحویل دهد تا در صورت صلاح دانستن شورای شهر به مردم اعلام نمایند، با این حرفتان مردم چگونه محرم شما هستند ؟ تعریف شما از محرم بودن مردم چیست ؟ این نموداری که در پست شما ست مبهم و غیر خواناست  

اما روی سخنم با سیریک نیوز است دوستان شما که شهرستان شهرستان می کنید ایا شهرستان سیریک در برگیرنده حوزه شهری سیریک است ویا اینکه تا حدود شهرستان میناب و جاسک انان را از سیریک می دانید اگر اینطور است چرا در قبال مشکلات روستاهای تابعه سکوت کرده اید ، شما که ادعای خبرگزاری سیریک را دارید ایا خبر دارید جاده روستای بازگر بعد از دوسال که پیمانکار ان طرح مبلغ پانصد ملیون را گرفته و به جیب مبارک زده این پروژه هیچ پیشرفتی نداشته و شنهائی را که برای ساختن جاده ریخته شده وزش باد انان را به سرزه و بشاکرد رسانده ، اگر واقعآ به کارتان ایمان دارید روستاهای اطراف را دریابید

شنبه 4 تیر ماه سال 1390

مدنگ و حسین دلشاد و مخاظبان بلاگ

نوشته شده توسط: طاهو

امروز حسین دلشاد و مدنگ به پرسشهای مخاطبان این وبلاگ جواب میدهند و بدون هیچ حرفی به همراه شما می ببینیم این دو چه می کنند    

 حسین دلشاد و مدنگ منتظر تماس دوستان هستند و مث اینکه قرار شده هر دو به تلفنها جواب بدند ..... مدنگ : هنوز کسی زنگ نزده چکار کنیم   

حیسن دلشاد : زنگ میزنند ناراحت نشو تا شروع برنامه خیلی مونده ..... تلفن زنگ میزنه و مدنگ جواب میده : سلام دوست عزیز به برنامه ما خوش امدید  

از انطرف خط : سلام مگه اینجا کجاست ؟ 

مدنگ : برنامه ای از وبلاگ مرحوم طاهو است و بنده هم شهرام همایون بیایان زمین یعنی مدنگ هستم امری دارید با حسین دلشاد در خدمتم  

از انطرف خط  : وبلاگ دیگه چیه ؟ 

حسین دلشاد : عزیزم وبلاگ یک نوع غذای محلی است مثل ابگوشت که با سِنگاو (خرچنگ درست می کنند ) !!!! خوب خبر مرگت نمی فهمی وبلاگ چیه مزاحم نشو  

از انطرف خط : حسین دلشاد جوش نیار ، با مدنگ کار دارم خیلی نمک نشناسی بیست روز پیش عروسی ...... پنجاه هزار شاباشی بهت دادم  

مدنگ : زحمت کشیدی پنجاه هزار هم شد پول  

از انطرف خط : راستی مدنگ الان جیفری نرخ تریاک چنده ؟ 

مدنگ : برو گم شو مزاحم  

                        

 

تماس بعدی برقرار میشه : سلام من سلیمان مُندی از گز هستم می خواستم بدونم من این دستورات توالت رفتن را بلد نیستم میشه برام بگی چکار کنم  

مدنگ : حسین دلشاد بپر برو از وبلاگ ابوشعیب پرنت بگیر تا من جوابش را بدم  

حسین دلشاد : مگه بلد نیستی ؟  

مدنگ : خدائیش رفتم از ملا سمالَک پرسیدم مرا فحش داد .. خودت بلدی؟ 

حسین دلشاد : من رفتم پرنت بگیرم  

مدنگ : هاهاها اینم بلد نیست ، نمیدونم ملا بحلی بلده یا نه ؟ خوب سلیمان مُندی جان الان حسین دلشاد خبر مرگش میاد و بهت میگم چکار کنی  

سلیمان مُندی : مدنگ جان ببین من بیشتر کارم را در صحرا انجوم میدم  

مدنگ : فرقی نمیکنه الان دستورش را صادر میکنم حتی بعد از دعای مخصوص روی تُشک و توی اتاق خواب هم می تونی  با خیال راحت کارت را انجام بده ، توالت رفتنت را شرعی و زیر پتوئی میکنیم .... راستی سلیمان عزیز هنوز همون اینه را به کهیر بستی و زیر کهیر چمک میکنی و خودت را داخل اون نیگاه میکنی ؟ 

سلیمان مُندی : نه اونا علی باشلو شکست!!!!! 

حسین دلشاد : اومدم با دست پر  

مدنگ : از دستشوئی چیزی اوردی  

حسین دلشاد : خفه شو بیست تا پرنت گرفتم خوب سلیمان سوالت را بپرس  

سلیمان مُندی : کار من همیشه جوری هست که یک مرتبه احساس میکنم ..... دارم و بهم فشار میاد یک دعای کوچولو بده که قبل از اینکه کنترلم را از دست بدم بتونم اونا بخونم  

حسین دلشاد : خوب وقتی شکمت کار میکنه سفته و یا ابکی ه ؟؟؟؟ 

سلیمان مُندی : والله بعضی وقتا طوری ابکی هست که قاشق بزن زیرش و بخور و بعضی وقتا طوری سفته که اگه دندون بزنی نمی شکنه  

مدنگ : نوش جانت حسین دلشاد  

حسین دلشاد : این دیگه از دعا گذشته  سلیمان جان فقط بگو یا بحلی و با دل راحت به کارت برس .... خوب با تشکر از سلیمان مُندی دوست بعدی روی خطه دوست عزیز درود بر شما 

 از انطرف خط : سلام و مرض !!!  من فقط از مدنگ یک سوال داشتم ، اقای مدنگ اون لیره روباریت را می فروشی  

مدنگ : اره فروشی ه شب بیا طرف خونه  

 از انطرف خط : شتر دیگری هم برای فروش هست ؟  میخوام بخرم ببرم دبی ؟ 

مدنگ :چندتائی دارم ولی عیسی مَح بیتو و ازاد و حسین جی و علی سمو هم دارند بیا که شتر فراوانه  

حسین دلشاد : خجالت نمی کشی اینجا اومدی معامله شتر راه انداختی و رسالت فرهنگی ت را فراموش کردی؟ 

مدنگ : وقتی پای منفعت و پول و مقام اینا چیزها در میون باشه نه تنها رسالت فرهنگی بلکه خیلی از ارزشها و باورهائی را که با انها رشد کرده ایم کم رنگ میشه .. میخوای چندتا مثال بزنم  ؟؟؟ 

حسین دلشاد : متاسفانه همینجوره ، راستی مگه مجوز صدور شتر هم میدند که شما میخوای شتر اون ور اب بفرستی ؟ 

مدنگ : حسین دلشاد عزیز از همه جا بیخبری ؟؟؟ ممنوعیت برای ان جاشوی بدبخته که یک راس گوسفند بعنوان هدیه به فامیلش میبره تا اونها هم کمکی به او بکنند اگه نه چند روز پیش سه فرورند لنچ همه بار شتر شدند و رفتند اونور اب .. برای پولدارها هیچی ممنوع نیست !!!! ممنوعیت برای فقراست لنچهای مربوط به .... و ..... با انواع لوازم صوتی و تصویری و دوربین و لباسهای مارک دار پهلو میگرند و بارشون با اسکورت حضرات به مقصد میرسه ولی یک جاشو اجازه نداره یک گونی برنج برای مصرف خود و خانواده اش بیاره  

حسین دلشاد : داریم از بحث برنامه خارج میشیم این حرفها را بزار بعد از اینکه شب اومدم خونه ات ، بعد از خوردن شام با هم مفصلآ در باره شان حرف میزنیم  

مدنگ : اولآ مگه خودت خونه و زندگی نداری که هروز مزاحم من هستی ثانیآ باید اینها را گفت تا اقایان مدعی خدمت به مردم سیریک بدانند که شعارهای انها رنگ باخته و همه ما می دانیم همه به فکر جیبشون هستند و تنها چیزی که به ان اهمیت داده نمیشه مردمه ، سیریک نیوز نمودار خدمات شهردار جدید را پست کرده کاشکی نموداری از رشد اعتیاد و مصرف مواد مخدر ومواد روان گردان را پست میکرد  

........................   ادامه دارد