امروز حسین دلشاد و مدنگ به پرسشهای مخاطبان این وبلاگ جواب میدهند و بدون هیچ حرفی به همراه شما می ببینیم این دو چه می کنند
حسین دلشاد و مدنگ منتظر تماس دوستان هستند و مث اینکه قرار شده هر دو به تلفنها جواب بدند ..... مدنگ : هنوز کسی زنگ نزده چکار کنیم
حیسن دلشاد : زنگ میزنند ناراحت نشو تا شروع برنامه خیلی مونده ..... تلفن زنگ میزنه و مدنگ جواب میده : سلام دوست عزیز به برنامه ما خوش امدید
از انطرف خط : سلام مگه اینجا کجاست ؟
مدنگ : برنامه ای از وبلاگ مرحوم طاهو است و بنده هم شهرام همایون بیایان زمین یعنی مدنگ هستم امری دارید با حسین دلشاد در خدمتم
از انطرف خط : وبلاگ دیگه چیه ؟
حسین دلشاد : عزیزم وبلاگ یک نوع غذای محلی است مثل ابگوشت که با سِنگاو (خرچنگ درست می کنند ) !!!! خوب خبر مرگت نمی فهمی وبلاگ چیه مزاحم نشو
از انطرف خط : حسین دلشاد جوش نیار ، با مدنگ کار دارم خیلی نمک نشناسی بیست روز پیش عروسی ...... پنجاه هزار شاباشی بهت دادم
مدنگ : زحمت کشیدی پنجاه هزار هم شد پول
از انطرف خط : راستی مدنگ الان جیفری نرخ تریاک چنده ؟
مدنگ : برو گم شو مزاحم

تماس بعدی برقرار میشه : سلام من سلیمان مُندی از گز هستم می خواستم بدونم من این دستورات توالت رفتن را بلد نیستم میشه برام بگی چکار کنم
مدنگ : حسین دلشاد بپر برو از وبلاگ ابوشعیب پرنت بگیر تا من جوابش را بدم
حسین دلشاد : مگه بلد نیستی ؟
مدنگ : خدائیش رفتم از ملا سمالَک پرسیدم مرا فحش داد .. خودت بلدی؟
حسین دلشاد : من رفتم پرنت بگیرم
مدنگ : هاهاها اینم بلد نیست ، نمیدونم ملا بحلی بلده یا نه ؟ خوب سلیمان مُندی جان الان حسین دلشاد خبر مرگش میاد و بهت میگم چکار کنی
سلیمان مُندی : مدنگ جان ببین من بیشتر کارم را در صحرا انجوم میدم
مدنگ : فرقی نمیکنه الان دستورش را صادر میکنم حتی بعد از دعای مخصوص روی تُشک و توی اتاق خواب هم می تونی با خیال راحت کارت را انجام بده ، توالت رفتنت را شرعی و زیر پتوئی میکنیم .... راستی سلیمان عزیز هنوز همون اینه را به کهیر بستی و زیر کهیر چمک میکنی و خودت را داخل اون نیگاه میکنی ؟
سلیمان مُندی : نه اونا علی باشلو شکست!!!!!
حسین دلشاد : اومدم با دست پر
مدنگ : از دستشوئی چیزی اوردی
حسین دلشاد : خفه شو بیست تا پرنت گرفتم خوب سلیمان سوالت را بپرس
سلیمان مُندی : کار من همیشه جوری هست که یک مرتبه احساس میکنم ..... دارم و بهم فشار میاد یک دعای کوچولو بده که قبل از اینکه کنترلم را از دست بدم بتونم اونا بخونم
حسین دلشاد : خوب وقتی شکمت کار میکنه سفته و یا ابکی ه ؟؟؟؟
سلیمان مُندی : والله بعضی وقتا طوری ابکی هست که قاشق بزن زیرش و بخور و بعضی وقتا طوری سفته که اگه دندون بزنی نمی شکنه
مدنگ : نوش جانت حسین دلشاد
حسین دلشاد : این دیگه از دعا گذشته سلیمان جان فقط بگو یا بحلی و با دل راحت به کارت برس .... خوب با تشکر از سلیمان مُندی دوست بعدی روی خطه دوست عزیز درود بر شما
از انطرف خط : سلام و مرض !!! من فقط از مدنگ یک سوال داشتم ، اقای مدنگ اون لیره روباریت را می فروشی
مدنگ : اره فروشی ه شب بیا طرف خونه
از انطرف خط : شتر دیگری هم برای فروش هست ؟ میخوام بخرم ببرم دبی ؟
مدنگ :چندتائی دارم ولی عیسی مَح بیتو و ازاد و حسین جی و علی سمو هم دارند بیا که شتر فراوانه
حسین دلشاد : خجالت نمی کشی اینجا اومدی معامله شتر راه انداختی و رسالت فرهنگی ت را فراموش کردی؟
مدنگ : وقتی پای منفعت و پول و مقام اینا چیزها در میون باشه نه تنها رسالت فرهنگی بلکه خیلی از ارزشها و باورهائی را که با انها رشد کرده ایم کم رنگ میشه .. میخوای چندتا مثال بزنم ؟؟؟
حسین دلشاد : متاسفانه همینجوره ، راستی مگه مجوز صدور شتر هم میدند که شما میخوای شتر اون ور اب بفرستی ؟
مدنگ : حسین دلشاد عزیز از همه جا بیخبری ؟؟؟ ممنوعیت برای ان جاشوی بدبخته که یک راس گوسفند بعنوان هدیه به فامیلش میبره تا اونها هم کمکی به او بکنند اگه نه چند روز پیش سه فرورند لنچ همه بار شتر شدند و رفتند اونور اب .. برای پولدارها هیچی ممنوع نیست !!!! ممنوعیت برای فقراست لنچهای مربوط به .... و ..... با انواع لوازم صوتی و تصویری و دوربین و لباسهای مارک دار پهلو میگرند و بارشون با اسکورت حضرات به مقصد میرسه ولی یک جاشو اجازه نداره یک گونی برنج برای مصرف خود و خانواده اش بیاره
حسین دلشاد : داریم از بحث برنامه خارج میشیم این حرفها را بزار بعد از اینکه شب اومدم خونه ات ، بعد از خوردن شام با هم مفصلآ در باره شان حرف میزنیم
مدنگ : اولآ مگه خودت خونه و زندگی نداری که هروز مزاحم من هستی ثانیآ باید اینها را گفت تا اقایان مدعی خدمت به مردم سیریک بدانند که شعارهای انها رنگ باخته و همه ما می دانیم همه به فکر جیبشون هستند و تنها چیزی که به ان اهمیت داده نمیشه مردمه ، سیریک نیوز نمودار خدمات شهردار جدید را پست کرده کاشکی نموداری از رشد اعتیاد و مصرف مواد مخدر ومواد روان گردان را پست میکرد
........................ ادامه دارد